C42 - تاریخ: 1405/4/24 ساعت: 4:04
من همونم که یه روزمیخواستم دریا بشممیخواستم بزرگتریندریای دنیا بشم ...!حالا یه مرداب شدم یه اسیر نیمه جونیه طرف میرم تو خاک یه طرف به آسمون..............! ۲۹ مرداد ۰۳
C43 - تاریخ: 1405/4/24 ساعت: 4:04
خراب شد تصویرشحتی اگر خدا فرستدبارانی اسیدی برای تطهیرشبرف و پاکی برای تشبیهش ...محمد و عیسی ، برای تضمینشیا که شیطان را ،،،، برای تقصیرشتمام شدخراب شد تصویرش ...۱۰۸۰۳
C44 - تاریخ: 1405/4/24 ساعت: 4:04
چه دنیای عجیبیه ....!:) هیچ قاعده و قانونی ندارهتازه توی همین سن ها بودکه فهمیدملزوما جواب خوبیخوبی نیستو‌یه پا وایسادم که نه مگه میشه ؟! یا فهمیدم چقدر ادما میتونن خودشون نباشن !نه یکی دو روزده یازده سال مثلا و چه بهای سنگین و سختیبرای برخی از درس هاباید تو زندگی بپردازی..چقدر درد باید بکشی! ادمای ...
C45 - تاریخ: 1405/4/24 ساعت: 4:04
سایه ای از گذشته همواره با توست امیدوارم بتوانی خودت را ببخشی و روزی از تاریکی گذر کنی آن روز از نو زاده میشوی و در جاده ای از حقیقت حرکت میکنی و حتما مرا به یاد خواهی اورد ایستاده در گذشته ای دور در نقطه ای تاریک و سیاه که همواره دستی برافراشته داشت برای کمک و در سایه ی سیاه و‌سردو تاریک وجودت ! گم...
C46 - تاریخ: 1405/4/24 ساعت: 4:04
بی تو نه امور این جهان لنگ شدنه بین زمین و اسمان جنگ شدنه کوه شده اب ونه دریا شده خشک !نه صدایم ناله ی غمو بد اهنگ شدو نه هرگز،هرگز دل من برای تو تنگ شد !! پاییز ۱۴۰۴
C48 a letter to no body no where - تاریخ: 1405/4/24 ساعت: 4:04
«نامه ای نه به او و نه به هیچ کجا » (بی مخاطب و بی مقصد ) سلام مجبور شدم تركت كنم هيج وقت فكر نمى كردم من همان كسى باشم كه از چیزی كه شبيه خانه بود، برود. تو فقط يك آدم نبودی... جايى بودى كه مدام به آن برمى گشتم، حتى وقتى عامدانه شروع كرده بودی زجر و آزارم بدهی. نرفتم چون احساسم تمام شد، بلکه رفتم چ...
C40 - تاریخ: 1403/5/7 ساعت: 19:13
[unable to retrieve full-text content]گر از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی به شکوفه ها به باران برسان سلام مارا .. ۱۴/اردیبهشت/۱۴۰۳
C41 - تاریخ: 1403/5/7 ساعت: 19:13
[unable to retrieve full-text content]گاهی دوست داشتن حیاتی دیگر است... زنده نگه داشتن کسی درونت حتی با وجود فاصله ای دور حتی با زخم هایی کهنه در جان ... ۷ مرداد ۰۳
C36 - تاریخ: 1402/11/30 ساعت: 14:49
تا به کی باید رفت...؟از دیاری به دیاری دیگر ...نتوانمنتوانم جستن ..هر زمان عشقی و یاری دیگر ...!کاش ما آن دو پرستو بودیمکه همه عمر سفرمیکردیماز بهاریبه بهاری دیگر ...۱۷/دی/۰۲ Adblock test (Why?)
C37 - تاریخ: 1402/11/30 ساعت: 14:49
من و جام و می معشوق الباقی اضافات استاگر هستی که بسم اللهدر تاخیر آفات است ...مرا محتاج رحمِ این و آن کردیملالی نیستتوام محتاج خواهی شد جهان دار مکافات است ...!ز من اقرار با اجبار میگیرند باور کنشکایت های من از عشق ازین دست اعترافات استمیان خضر و موسی چون فراق افتاد فهمیدمکه گاهی واقعیت با حقیقت در ...
C38 - تاریخ: 1402/11/30 ساعت: 14:49
زبانم را نمی فهمیتو خطم را نمی خوانی،چنان بیگانه ای حتیکه نامم را نمی دانی..تو آنقدر گیج و گنگیدر پلیدی های این دنیاکه بیداری و قلب خسته ی ما را نمی بینی!!دل تو رفته در خواب وخیالت مست این رویاسراسیمه رهایی در پیپس کوچه های سرد این دنیا...نگاه خسته ی ما را نمی بینیشتاب ثانیه ها را نمی بینیامید و آرز...
C33 - تاریخ: 1402/8/29 ساعت: 20:10
[unable to retrieve full-text content]دیدم دیگر از دستت عصبانی نیستم .. دلشکسته ، نیستم .. قهر هم ،نیستم ... خلاصه که دیگر من در این جهان با تو ، هیچ چیز نیستم ........ جمال ثریا 02/08/11
C34 - تاریخ: 1402/8/29 ساعت: 20:10
نیمه شب پلکزدم و در چشم بر همزدنیاز بهشت کوچکَم به جهنمی سیاه رانده شدم حال به هیچ جا تعلق ندارم گم شده ای هستم که وطن ندارد خاکندارد سرزمین ندارن هم سنگر ندارد همسر ندارم هم سو همراه همپیمان نیز ...بهشت را چشیده وبی هیچ دلیل و بی گناه به دور دست تبعید شده ...نیمه شب همه چیز به یکباره رنگ باختنیمه ش...
C30 - تاریخ: 1402/8/10 ساعت: 0:08
سُر میخورم تو روزایی کهنمیگذرن...ساعتها تکراری شدنکلمات تکراری تکرار میشن...........دقایق و ثانیه ها..آفتاب خورشید..ماه شب ها..صدای ماشین های توی بلوار...آدم های خوشحال..فصل پنجره گیاه خاک زمین..در پنجره اتاق آیِنه دیوار..خواب بیدار هشیار ناهشیار..ساده پرزرقوبرق..رفتن اومدن دیدار..عشق نفرت کینه..مرگ...
C31 - تاریخ: 1402/8/10 ساعت: 0:08
دستت را به من بدهدستهای تو با من آشناستای دیریافته با تو سخن میگویم....بسان ابر که با توفانبسان علف که با صحرابسان باران که با دریابسان پرنده که با بهاربسان درخت که با جنگل سخن میگویدزیرا که من ریشه های تو را دریافته امزیرا که صدای من با صدای تو آشناست....پیوست:مردگان این سال عاشقترین زندگان بوده ان...
C32 - تاریخ: 1402/8/10 ساعت: 0:08
امروز تو عجله دستبندِ "این نیز بگذرد"که همیشه وقتی شرایطی روحی ای داشتم_که هیجوره نمیگذشت_دستم میکردم تا به خودم یاداور شم غصه دایمی نیستاز شکاف بین در و اسانسوربه ته اعماق حفره ی سیاه ِاخرین طبقه ها سقوط کرد.._و من نتونستم کاری کنم که از دستش ندم_و چون روزای خوبی ندارمتعبیر سیاهی ازین اتفاق کردمگفت...
C28 - تاریخ: 1402/8/1 ساعت: 18:30
خراب شد تصویرشحتی اگر خدا فرستدباران اسیدی برای تطهیرشبرف و پاکی برای تسبیهشمحمد و عیسی برای تضمینش!یا که شیطان را برای تقصیرشتمام شد،خراب شد تصویرش..دوشنبه۱۷مهر۰۲ Adblock test (Why?)
C29 - تاریخ: 1402/8/1 ساعت: 18:30
خون ِ مسموم ..در رگ هایم جاری میشوندما فکر میکردیم مرگ ،مسیر صعب العبور دردها و رنج هاست ...لیک این دردِ بی پایان ِلاعلاجزنده به گوریِ عشق و احساس و عاطفه،مرگِ خاطرهوافشردن جان است ...به که گویم ؟زیستن این چنین چه سخت و دشوار است !!!۲۱مهر۰۲ Adblock test (Why?)
- تاریخ: 1401/11/6 ساعت: 13:13
اینجا هنوز زندست و ما هنوز زندگی رو لحظه به لحظه نفس میکشیم تمام تاریخ ها رو که نگاه میکنم میبینم زمان چقدر زود میگذرهو عشق و یه رابطه شبیه شراب کهنه شدش خوشایند تره یا میشه گفت بارزش تره چقدر یه روز این فضا طرفدار داشت و البته اونایی که باید همدیگرو پیدا کردن یا تجربه شدن یا تجربه دادن ...ما ازون د...
c25 - تاریخ: 1401/4/1 ساعت: 21:04
وباش ... تاتازگیکنیم  زندگیکنیم  تنهانمانیم جوانیکنیم  بخندیم ودرکنارمبمان تاباهمپیرشویم تابالبخندهمیشگیام ، شاهد جوگندمی شدن موهایتباشم ... ماشدنوهمپیمانشدنماندرقرارگاهآشناییمانمبارکعشقمن ...:)